خرید بک لینک
قبلنا وقتی آهنگ گوش میدادم ولوم صدا رو به انداره سن م زیاد میکردم. 14 سالم که بود ولوم 14 بود 15 سال، 15 تا همین چند وقت پیش که دیدم اصلا دیگه سن م رابطه ای با چیزی که این تو (اشاره به مغز!) هست نداره! سال پیش ولوم 50 بود امسال ولوم روی 60ه. فیکس! البته شما میتونین برداشت های قشنگ بکنین ولی یه نفرم میتونه بگه خب کر شدی داداش :)) اینم هس :دی +امروز با یکی از بهترین دوستام رفتم بیرون. کتاب خریدیم:) شب اژدها و روز اژدها دارن با هم دعوا میکنن که کودومو اول بخونم! فکر کنم برای اینکه تبعیض نشه گرگ دل رو بخونم! ++دارم تو سایت morsecode.me پرسه میزنم. ملت به زبون مورس با هم حرف میزنن. وای عالیه من هیچی بلد نیستم :))

برچسب: نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 5:01

دقیقا قضیه چیه که همه مدت باید محترمانه وایسی و "جفنگیات" یه آدم رو بشنوی؟

و بعد که میای نظر خودتو بگی بهت توهین میکنن به انواع روش ها؟

و بهت میگن : تو میخوای عقایدت رو به ما تحمیل کنی ! :))

داستان چیست؟

امام رضا علیه السلام می فرمایند که : زمانی بر مردم میرسد که عافیت ده جز باشد.نه جز آن کناره گیری از مردم و یک جز آن سکوت.

برچسب: داستان چیست؟,داستان چيست,داستان ولنتاین چیست؟,داستان کوتاه چیست,پیرنگ داستان چیست,داستان هولوکاست چیست؟,داستان فطرس چیست؟,داستان, چیست,عناصر داستان چیست,تم داستان چیست, نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 14:29

و باز هم دو دلی ... ای امان از این دو دلی که خونه خرابم کرده :| دیگه دارم پیر می شم و نمیدونم هنوز که چه رشته ای رو دوست دارم بخونم. بلاخره تصمیم گرفتم برای ارشد ام بی ای بخونم. رفتم جلو و همه چیز رو تهیه کردم اما بعد دیدم عوض خوندن واسه کنکور مدام دارم به پایتون و اچ تی ام ال و دریم ویور و جاوا اسکریپت و بلندر ور میرم :| بعد با خودم میگم خب پاشو برو کامپیوتر بخون! تا اینجا دو دلم. یعنی یه دلم میگه برم. یه دلم میگه نرم. طاقت نداره دلم ... ! بعد میرم سر فصلاشو میبینم و میبینم چقدر زیاده!! اون یکی دلم یهو میگه ولش کن درسو حال و حوصله داریا ! کیه که دوست نداشته باشه همه عم

برچسب: یه دلم میگه برم برم,يه دلم ميگه برم برم,یه دلم میگه برم برم دانلود,یه دلم میگه برم برم متن,یه دل میگه برم برم دانلود,یه دل میگه برم برم عارف,یه دل میگه برم برم رضا صادقی,یه دل میگه برم برم متن,یه دل میگه برم برم mp3,یه دل میگه برم برم از عارف, نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 14:28

نارنگی من، نارنگی آنگاه که نارنگ بخوردی و بخفتی ... شایسته نباشد که به یادم تو نیفتی! چون بقول شاعر ... شب که آید ماه من نارنگی است ! +افاضات فیض ++از یازده تصمیم گرفتم این پست رو بذارم و الان 12.30 ه! اینترنت به محض ردیابی امواج تصمیم من، طی عملیاتی انتحاری قطع گشته و به تلاش من برای دسترسی به اینترنت و رفرش های مکرر اینجانب هار هار خندیده است. باشد در اعماق دوزخ او را جایگاه باشد ... +++امشب خودمو با این خفه کردم:دانلود

برچسب: نارنگی,نارنگی به انگلیسی,نارنگی یافا,نارنگی برای سرماخوردگی,نارنگی در بارداری,نارنگی چت,نارنگی خواص,نارنگی پاکستانی,نارنگی ژاپنی,نارنگی و سرماخوردگی, نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:08

بعد از یک روز خسته کننده، وارد خانه ای شد که آفتاب غروب شیشه های یخی پنجره ها را ذوب کرده و روی زمین ریخته بود بجای مبل راحتی، به زحمت خودش را روی لبه پنجره جا داد رادیو را روشن کرد چشمانش را بست سرخی آفتاب غروب روی گونه اش نشسته بود سرش را به لبه ی پنجره تکیه داد و زیر لب گفت: صبح که شود حالم بهتر میشود ... +دانلود

برچسب: دختری که آتش زدند,دختری که با آتش بازی کرد,دختری که خودشو آتش زد,دختری که خودش را آتش زد,دختری که خود را آتش زد,دختری که قرآن را آتش زد,دختري كه خودش را آتش زد,دختری که اتش زدن, نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:08

.. .- -- .- --. .. .-. .-.. .-- .... --- -.- -. --- .-- ... -- --- .-. ... . -.-. --- -.. . یهو علاقه مند شدم که ببینم این داستان مورس چیه! و بعد خیلی علاقه مند شدم در حدی که شاید دلم بخواد بقیه پست ها رو اینجوری بذارم :)) یاد گرفتنش بسیار بسیار راحته. در شرایط عادی بدرد نمی خوره! اما به محض اینکه یه فاجعه طبیعی در منطقه ای رخ بده یا برق ها قطع شه و ارتباطات محدود، مورسر ها به دنیا حکومت میکنن! اگه دوست داشتین این زبان رو به آسون ترین روش یاد بگیرین میتونین فقط سعی کنین جدول زیر رو حفظ کنین. اما کاربرد کمی داره براتون. بهترین روش، یادگیری مورس به روش شنیداری ه. برای این م

برچسب: نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:08

چند وقته متوجه شدم یکی از وبلاگ نویسایی که دنبال میکنم در مورد اتفاقایی که ادعا میکنه تو زندگی براش افتاده دروغ می نویسه دلیلش چی میتونه باشه؟ وقتی شما هویت واقعی ت معلوم نیست ... وقتی سود مادی نمی بری از دروغگویی ... وقتی دروغ مصلحتی هم نیست ... وقتی یه دروغ کوچولوی بی فایده س... یعنی خسر الدنیا و الآخره ! یعنی نه تو دنیا سود کردی نه آخرت ! من همیشه یه جمله ی بد آموزی دارم که باید با طلا نوشت قابش کرد ... :دی اگه می خوای گناه کنی قشنگ یه گناه حسابی کن که لااقل این دنیا کیفشو ببری! مثل دزدی!!! راننده تاکسی 100 تومن باقی مونده رو پس نمی ده. به هیچ جای مسافر بر

برچسب: اگه میخوای بخندی بیا تو,اگه می خوای بخندی,دانلود آهنگ اگه میخوای بری برو, نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:41

خودت باش! جمله ای که می گی و من می شنوم و قند توی دلم آب میشه از اینکه خودم باشم و دیگه تظاهر نکنم ! چقدر این جمله حس خوب داره، چقدر هیجان زندگی داره ... چقدر در عین سادگی پر انرژیه ! روزگاری بود که من بلد نبودم خودم نباشم. هنوز هم گاهی این دنیا رو با دنیای خودم قاطی میکنم. روزگاری بود که هرچی می گفتم و هر کار میکردم با نفرت بقیه روبرو میشدم. روزگاری بود که من واقعی زشت تر از اونی بود که کسی جرات کنه روبروم بایسته و بگه : خودت باش! نمی خوام زخم قدیمی رو باز کنم... من خودم بودم و همه چیزی که دریافت کردم نفرت بود. نفرت از طرف کسایی که قرار بود زیباترین دوران زند

برچسب: نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:41

سلام به همگی :) من لیمو، مدتی ست که دارم یه داستانی می نویسم... به نام "رز سبز" به تازگی موفق شدم بخش اول از سه بخش این داستان رو تموم کنم. (سوت دست کف هورا !!! نه ! محرم ه! ولش کنین اصن :| ) خلاصه که خواستم از همین تریبون شما رو دعوت کنم این داستان رو بخونید. تم داستان ترسناک فانتزی معمایی شاید هم کمی عاشقانه :| هست. در مورد خلاصه داستان دارم هنوز فکر میکنم. خلاصه نویسی خیلی سخته! اما یه بخشی از داستان رو براتون نقل میکنم: "چشمانم را باز کردم. روی چمن های سردی خوابیده بودم. پیراهن بلند و زیبای مشکی رنگی به تن داشتم. با وحشت سر جایم نشستم. درست وسط قبرستان جزیره بو

برچسب: نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:41

آرزو میکنم که واقعی بودی. اون وقت همه شهر رو زیر پا میذاشتم تا پیدات کنم و التماست کنم که منو ببری به جایی که آدما نیستن. تو و هزاران دروغ شیرین دیگه، ستون لرزون زندگی آدمایی مثل من هستی. چند روز پیش داشتم دنبال مهر بزرگ میگشتم برا جانمازم؛ یه مهر پیدا کردم قد لپ تاپم بود خدا شاهده. بعد به خاله م میگم وای خاله اینو از کجا خریدین؟؟ از مکه؟؟! خاله و دخترخاله م از خنده زمین و گاز میزدن. من خداوندگار سوتی هستم. سلام !

برچسب: بری آلن, نویسنده: آروین رفیعی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:41

صفحه بندی